تبليغاتX
تنهای عاشق

تنهای عاشق

تو که از دنیا گذشتی واسه یه خنده من**چرا من نگذرم از یه پوست خون به اسم تن

0 0 0 مثل ایینه شکستم تو ندیدی

 

M.H.P

 

مثل ایینه شکستم تو ندیدی

صدای شکستنم رو نشنیدی

یادته بهت میگفتم نمی مونی

دیدی آخرش به حرف من رسیدی

 

M.H.P

 

پیچکای باغچمون خشک شدو پژمرد

خاطراتت مارو توی قصه ها برد

دلی که حتی به حرفای تو خوش بود

دیدی آخرش چه جور تو دستای تو مرد

 

M.H.P

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آبان1386ساعت 8:54 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوباره ست

M.H.P

 

زوركي نخند عزيزم ميدونم اومدي بازي

  

 نميخوام اين آخرين بازي زندگيم ببازي

 

خودتو راحت كن و فكر كن كه جبران گذشته ست

 

از منم ميگذره اما به دلت چاله نسازي

 

اومدي بشكني بشكن از من ساده چي موند

 

  قبل تو هر كي بوده تموم تار و پود سوزونده

 

              تو هم از يكي ديگه سوختي ميخواي تلافي باشه           

 

بيا اين تو و دل و باقي احساسي كه مونده

 

 

M.H.P

 

 

دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوباره ست 

 

 آسمون سينه ما خيلي وقته بي ستاره ست

 

    هميني كه باقي مونده واسه دلخوشي تو بشكن   

 

تيكه تيكه هامو بردن آخرينش هم تو بكن

 

نميخوام بگذره عمري خسته شي واسه فريبم

 

جلوتو نميگيره هيچ كس آخه من اينجا غريبم

 

بزن و برو عزيزم مثل هر كس كه زد و برد

 

طفلي اين دل كه هميشه تو گناه ديگرون مرد

 

M.H.P

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 مهر1386ساعت 11:10 AM  توسط محمد  | 

رنگ عشق

                            تو ای آخرین سایه از رنگ عشق

                      طبیعی به جا مانده ز آهنگ عشق

                      تو ای بهترین لحظه در فصل نور

                      شکستی دلم را به نیرنگ عشق

                          تو تصویر کردی دلم را به درد

                      همان درد جا مانده از جنگ عشق

                      تو ای خواهش خفته در سینه ام

                      نگر دیگر از این شباهنگ عشق

                           بگو از غم مانده در تاب دل

                      بگو با من از سینه ی تنگ عشق

                      بخوان با من از حس تبدار اشک

                    بگو با من از رنگ بی رنگ عشــــــق

TinyPic image

نظر یادتون نره....

                                          TinyPic image

+ نوشته شده در  جمعه 23 شهریور1386ساعت 10:35 AM  توسط محمد  | 

0 0 0 تو عشقو یاد من دادی

 M.H.P01

 

کجای غصه ای خاتون تو نیستی خونمون سرده

تو این روزایه تنهایی دلم با غصه سر کرده

نمیخوام اشکا بارون شه دلم از غصه بیزاره

نذار دستای این پاییز منو از ریشه برداره

 

M.H.P00



تو رفتی بی تو اما سر نمیشه


گل اشکایه من پرپر نمیشه


نگو این فاصله آخر نمیشه


ببین دیگه از این بد تر نمیشه



تو عشقو یاد من دادی منو از من جدا کردی


حالا دوری ولی باید به شهر قصه برگردی

تمام حرف من اینه بدون تو نمیمونم


اگه دلگیری از حرفام من از حرفام پشیمونم

 


M.H.P

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 8:21 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 ديگه طاقت دوريت ندارم

M.H.P

 

دورم از تو . اما با تو . لحظه ها را زنده هستند
بازهم از تو . پرم از تو . واسه تو روياي خستم

خوبه ديروز . با تو هر روز . از تو با خدا ميخونم
توو خيالت . توي حالت . باز توي كما ميمونم


تا وقتي كنارمي ميدونم . تا وقتي بهارمي ميتونم
ديگه طاقت دوريت ندارم . ديگه نميتونم

ديگه نميتونم ديگه نميتونم

غربت لحظه ي خسته راه خندهامو بسته

 

كمر گيتار عشقم زير بار غم شكسته شکسته


شب يلدام ساكت و سرد حسرت شب خالي از درد

 
تا كه دق نكرده رويا . تورو جون لحظه برگرد برگرد برگرد

تا وقتي كنارمي ميدونم . تا وقتي بهارمي ميتونم


ديگه طاقت دوريت ندارم . ديگه نميتونم

 

 

 

M.H.P

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 6:43 PM  توسط محمد  | 

0 0 ما که رفتیم

M.H.P

 

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر توو کنج این خونه بودیم

ما که رفتیم تو بمون با هرکی که دوستش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونه اش میزاری

ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود
قصه ی چشم های تو واسه ما تکراری نبود

ما که رفتیم حالا تو می مونی و عشق جدید
میدونم چند روز دیگه میشنوم ازم جدا شدید

 

M.H.P

 


ما که رفتیم ولی مزد دست های ما این نبود
دله ما لایق اینکه بندازیش زمین نبود

ما که رفتیم و لیکن قدر تو رو دونسته بودیم
بیشتر هم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم

ما که رفتیم تو برو دل بده به دسته دیگری
به قول حافظ: ما هم داریم یه یاره سفری

ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش
آرزوم اینه که فقط تلف نشه دقایقش

ما که رفتیم تو برو دنبال طالع خودت
ببینم که ساله دیگه کی میاد تولدت؟

ما که رفتیم تو بمون با اونکه از راه اومده
اونکه با اومدنش خنجر به قلب من زده

ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی
لااقل میومدی پیشم واسه خداحافظی

 

 

M.H.P

 

M.H.PM.H.PM.H.PM.H.P

+ نوشته شده در  جمعه 15 تیر1386ساعت 8:2 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 خدا

 

 

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام

خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام

 



خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 12:14 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 دارم جدی می گم برای من مردی

 

 

  

 

 

 

 

هنوز حرفای ناگفته دارم گوش کن

 

تو هم این زهرتلخ نفرت رو نوش کن

 

آره تو راست می گی عشق بچه بازی نیست

 

همون بهتر بری مارم فراموش کنی

 

تو آبروی عاشقی رو پاک بردی

 

دارم جدی می گم برای من مردی

 

 

 به ادامه ی مطلب بروید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 3:53 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 من نمی خوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم

 

وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه

 

دوست دارم زمان به ایسته واسه همیشه

 

دو چشمامون ببندیم و بریم تا ته رویا

 

اونجایی که هیچ وقت گلی پژمرده نمیشه

 

هرچی غم داری از دل نازکت بگیرم

 

اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم

 

سر روشونه هام بزاری و برات بخونم

 

یاد توو اسم توباشه ورد زبونم مهربونم

 

 

 

آرزو بی تو محاله لحظه هام بی تو سواله

 

بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره

 

من نمی خوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم

 

دوست دارم که راستی راستی حس کنم تورو تو دستم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 9:3 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم

www.smartboyz.blogfa.com

 

 

اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود

 

تنهام گذاشتو رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم

 

خیال می کردم پیشم میمونه ترانه ی عشق واسم میخون

 

خیال می کردم یه هم زبونه نمی دونستم نامهربونه

 

با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم

 

 

 

www.smartboyz.blogfa.com

 

 

 

فکرو خیالش همش باهامه هرجا که میرم جلو چشامه

 

دلم میخواد تا دوام بیارم رو درد دوریش مرحم بذارم

 

اما نمیشه راهی ندارم نمیتونم من طاقت بیارم

 

 

 

 

نمیتونم من طاقت بیارم

 

نمیتونم من طاقت بیارم

 

 نمیتونم من طاقت بیارم

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 اردیبهشت1386ساعت 11:28 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 آخه تو پاک و نجیبی تو یه احساس عجیبی

 

عزیزم توجاده فدا شدن اونکه هرگز نمی شه خسته منم


اونیکه با صد امید و آرزو دلشو بسته به عشق تو منم


آخه تو پاک و نجیبی


تو یه احساس عجیبی


نکنه فرشته ای تو

 



تا ندای عشق رسید بر من


شوق زندگی دمید بر من

می خوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم


می خوام حساب خودمو از عاشقا جدا کنم


فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه


می خوام عشق و جنونمو لایه قصه ها کنم

 



آخه تو پاک و نجیبی


تو یه احساس عجیبی


نکنه فرشته ای تو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 8:15 PM  توسط محمد  | 

باور ندارم که دیگه نیستی

www.smartboyz.blogfa.com

 

تو نمي دوني من چي كشيدم وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام

باور ندارم كه ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام

يه شوخي بود و يه قصه ي تلخ وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام

خيال مي كردم ميخواي بترسم شايد هنوزم باور نكردم

چشمای گریون دستای خسته دوری چشمات منو شکسته

رنگ اون چشات چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته

شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده

ولی میدونم تو آسمونم قصه مارو یکی شنیده

تو باور نکن هرکی بهت گفت پیشت میمونم

باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو میخونم

 

www.smartboyz.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 7:48 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی

 http://www.smartboyz.blogfa.com/

 

به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم


سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم


به همین سادگی کم شد عمر گلبوته تو دستم


گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم


به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی


هر جا هستی خوب و خوش باش


تا ابد بغض صدامی


تو رو محض لحظه هامون


نشه باورت یه وقتی


که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی

 

http://www.smartboyz.blogfa.com/ 


من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم


واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم


اگه گفتم برو خوبم


واسه این بود که می دیدم


داری آب می شی ، می میری


اینو از همه شنیدم


دارم از دوریت می میرم ؛ تا کنار من نسوزی


از دلم نمی ری عمرم نفسامی که هنوزی


تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد


از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد

 
تو كه تنها نمي موني من تنها رو دعا كن

 
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن


دست تو اول عشق بپسرش به آخرين مرد


مردي كه پشت يك ديوار


واسه چشمات گريه مي كرد


گريه مي كرد گريه مي كرد

 

 http://www.smartboyz.blogfa.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 2:53 PM  توسط محمد  | 

پیش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو

 

 

 

پیش خودم دل بستمو بهش نگفتم حرفمو

 

حتی نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو

 

خواستم بگم هرچی که هست مهر سکوتم نشکست

 

بغضی گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست

 

راستش زبونم بند اومد بختک رو واژه سایه کرد

 

رفت و خلاء منو گرفت من موندم و سکوت درد

 

هرچی تو فکرم بود نبود خالی شدم از کلمه

 

گفتنی رو باید بگم گریه اگه امون بده

 

شاید یه لحظه دیگه فرصت عاشقی بشه

 

دوباره یه شانس دیگه شانس شقایقی باشه

 

شاید یه جایی فرصتی لحظه مجالمون بده

 

خواستم که راحتم کنه خسته شدم یه عالمه

 

 

به ادامه ی مطب بروید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 2:48 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 به پای تو هدر شدم یه عمره در به در شدم

 

به پای تو هدر شدم یه عمره در به در شدم

 

همیشه در سفر شدم حالا میای میگی برو

 

هم سوختمو ساختم به پات

 

آبرومو باختم به پات شدم دلیل خنده هات

 

حالا میای میگی برو

 

 

 

نازکتراز گل نشنیدی به عشق پاکم خندیدی

 

حرفامو کاش می فهمیدی سهم من ازعشق این نبود

 

نفس بودی نه یک هوس هیچکی نبود تو بودی بس

 

سهم من از تو خاطره اس حالا میای می گی برو

 

 

محض رضای عاشقی برو ولی نگو که من برنده برگشتم

 

بهت می خندن خوبه من آخه هنوزم بعضیا راست و دروغو می دونن

 

یه عده عاشق، حیله رو از توی چشمات می خونن

 

گذاشتی عاشقت بشم بعد بری تنهام بذاری

 

خوب که خراب تو شدم بگی که دوستم نداری

 

سرم تو کارم بودو بس سرزده از راه اومدی

 

گفتم ستاره نمی خوام گفتی که ازماه اومدی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 2:26 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 روتو کم کن دیگه توفه هم که نیستی به خدا

بابا بی خیال دیگه ناز کردنم حدی داره

 

ما که رفتیم بعد ما میدونی کی دوستت داره

 

روتو کم کن دیگه توفه هم که نیستی به خدا

 

تمومش کن افه هاتو بس کن این همه ادا

 

 

مگه ما چی کم گذتشتیم از مرام و معرفت که تو اینجور با ما بد  تا می کنی بی معرفت

 

 

 

راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت

 

به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت

 

به خدا عشقی که ذلت بیاره کشکه عزیز

 

جون هرچی مرده این قد دیگه آبرو نریز

 

گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش

 

نفسی که حرمتم رو بگیره میبرمش

 

دیگه اون دنیای پر رنگ و چل چراغت نمی خوام

 

واسه رو کم کنیم که شده سراغت نمیام

 

 

قاطی کردم بدرقم می خوام که قیدت بزنم

 

میخوام این دندونه آریه رو از ته بکنم

 

عشقی که ما پیشیم بی شیله پیله صادقه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 بهمن1385ساعت 2:50 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 یه روزی قدرمو میدونی که دیره

یه روزی قدرمو می دونی که دیره

 

روزی که کسی سراغت نمی گیره

 

یه روزی که می دونی کی و چی بودم

 

روزی که از نبودم غصت می گیره

 

باشه خوبم از کنارت ساده میرم

 

با وجوده اینکه می دونم میمیرم

 

به خدا قدرمو میدونی یه روزی

 

روزی که از تو جدا میشه مسیرم

 

قدرمو می دونی یه روز یادم می افتی شب و روز

 

صدام تو گوشت می پیچه مثله یه آه سینه سوز

 

حسرت یه لحظه نگام دلتنگ میشی بدجور برام

 

اون روزا دور نیست بخدا حتی بخوابت نمیام

 

 

 

 

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

 

اسم من از تو لحظه هات نمی میره

 

دیگه نیستم اون شبای پر ستاره

 

وقتی که دلت بهونمو می گیره

 

اما اون روزو خداکنه نباشی نشنوم از رفتن من غصه داری

 

من میبینم او شبایی که دیگه واسه گریه شونه هامو

 

 

(رضا صادقی)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 3:39 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی

 

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی

 

میدونم خوب می دونی تو تارو پودو ریشمی

 

تو که از دنیا  گذشتی  واسه یه خنده من

 

چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن

 

تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم

 

ممنونم  اجازه  دادی  با  تو  زندگی  کنم

 

 

 

 

 

نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی

 

تویه این کابوس درد رویای مهربونمی

 

وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز

 

عشق تو تو لحظه هام حادثه سازو قصه ساز

 

به جونه خودت که بی تو از نفسم سیر میشم

 

نمیدونم چی مشه یه جوری گوشه گیر می شم

 

ممنونم که بچه بازیامو طاقت می کنی

 

هرچقدر بد میشم تونجابت می کنی

 

هرکجای دنیا باشم با منی و در منی

 

نگران حال و روزم بیشتر از خوده منی

 

(رضا صادقی)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 دی1385ساعت 6:9 PM  توسط محمد  | 

0 0 0 یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه

یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن

 

سخته حتی بی تو موندن لذت از زندگی بردن

 

یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه

 

کرده عشقت کرده پیرم اما باورکن می ارزه

 

دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده

 

یه چیزی مثل یه جادو که بهم بها نمی ده

 

این مهمه که می دونم واسه من چقدر عزیزی

 

من که جام عشق دادم چه بنوشی چه بریزی

 

یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن

 

سخته حتی بی تو خوبم لذت از زندگی بردن

(رضا صادقی)

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 دی1385ساعت 3:40 PM  توسط محمد  | 

0 0 تقدیم به برادرم محمود

وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب
خاکستر میشه حریر مهتاب
از رفتنت من پر میشم از شب
شب دلهره شب اضطراب



وقتی تو نیستی دنیا شب میشه
شب از دل من شب تا همیشه
بی تو هر نفس تکرار ترسه
لحظه لحظه نیست نبض تشویشه



بي تو نه صدا مونده نه آواز
نه اشک غزل نه ناله ساز
بالی اگه هست از جنس کوهه
از رنگ خاک و حسرت پرواز

هیچکی عاشقت اینجور که منم
نبود و نشد لاف نمیزنم

(ابی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 2:5 PM  توسط محمد  | 

000هنوز حرفای ناگفته دارم گوش کن

 

هنوز حرفای ناگفته دارم گوش کن

 

تو هم این زهرتلخ نفرت و نوش کن

 

آره تو راست می گی عشق بچه بازی نیست

 

همون بهتر بری مارم فراموش کن

 

تو آبروی عاشقی رو پاک بردی

 

دارم جدی می گم برای من مردی

 

چقده ساده بودم که باورت کردم

 

عزیزم بودی و خونم و می خوردی

 

یاد می گیرم از تو اینو که به رم  به یک بهانه

 

اسم این کار رو بذارم راه حل عاشقانه

 

توی اوج اشک عشقی یاد می گیرم که بخندم

 

هرکی سوخت و باخت مهم نیست مهم اینه  من برندم

 

از تو آیینه ساخته بودم با چه سادگی شکستی

 

تویه کارت مونده بودم اما ثابت کردی پستی

 

من به غصه راه نمیدم به توهم بها نمی دم

 

 

(رضا صادقی)

+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 3:22 PM  توسط محمد  | 

000تو میتونی منو ازپا دراری تو میتونی که اشکم در بیاری

 

تو میتونی منو ازپا دراری تو میتونی که اشکم در بیاری

 

فقط تویی که میتونی عزیزم منو عمری توی کما بذاری

 

تو میتونی که روحم رو بپاشی تو میتونی  دوستم نداشته باشی

 

آره تویی که میتونی بری ولحظه ایی یاده ما نباشی

 

ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطراتتو

 

تو میتونی نبینی خستگیمو تو میتونی نفهمی بچگیمو

 

تو میتونی که نادیده بگیری تمام لحظه های زندگیمو

 

بی وفایی تو خونته میدونم    میتونی بگذری اینم میدونم

 

میدونم میتونی بشکنی ساده        دل وحرمته هرچی هست میدونم

 

 

 رضا صادقی

+ نوشته شده در  جمعه 17 آذر1385ساعت 9:3 PM  توسط محمد  | 

000پنجره

پنجره چشماي تو وقتي به چشمام وا ميشه

نمي دوني تو وجودم كه چه غوغايي ميشه

لحظه ايي كه تو با مني اتيش به جونم ميزني

گر مي گيره جونو تنم وقتي كه مي گي با مني

نه ميتونم بگم برونه نه ميتونم بگم بمون

آخه من اينجام رو زمين تو اوج اوج آسمون

بيشتري از يه آرزو فراتر از يه خواستني

عشقتو توخونه منه يه عشق نا گسستني

وقتي كه چشمات خيس شدن طهارت عشق و ديدم

زمزمه هاي قلبتو با گوشاي دل شنيدم

 

رضا صادقی

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 7:19 PM  توسط محمد  | 

چیزی نگو

چیزی نگو قسم نخور تمومه حرفات یه دوروغه

کسی نگفت خودم دیدم خونه ی قلب تو شلوغه

چیزی نگو لیاقتت عشق مقدسم نبود

حس می کنم نبودی و بودنتم یه قصه بود

رضا صادقی

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 5:41 PM  توسط محمد  | 

000.مي دونم بي دل شدي

 

يادته تو اون روزاي كودكي نامه مي داديم به هم يواشكي

يادته خونه مي ساختيم روي آب بايه كاغذ و يه سقف كودكي

هميشه مي خنديديم از ته دل يادته گريه مي كرديم الكي

تو مي گفتي مثل باغ غزلي من مي گفتم تو مثل باغ ميخكي

هيچكي نمي تونس مارو جدا كنه مارو از هم حالا با هر كلكي

آره بچه بوديم و مست خيال

اما عشقمون نبود دوروغكي

حالا هم ما ديگه ما بزرگ شديم

مي دونم بي دل شدي راست راسكي

تو ميگه خشكيده باغ غزلت ولي تو ولي تو هنوزم هنوزم يه باغ ميخكي

رضا صادقی

+ نوشته شده در  جمعه 24 شهریور1385ساعت 6:41 PM  توسط محمد  | 

000من عاشق عشق مي مونم

هر كاري كردم كه تورو گم كنم از خاطره هام

به دره بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هام

خاطره هاي بودنت چه جور فراموشش كنم

دلي كه تو اتيش زدي چه جوري خاموشش كنم

جاي نگاتو پر نكرد هيچكسي با هر چي كه بود

انگاري تو خون مني تو پوست و گوشت و تارو پود

دوروغ نمي گم بعد تو خيلي ها رفتن اومدن

اما توي نگاه من هيچ كدومش تو نشدن

فكر نكني ازت ميخوام بيايو با من بموني

اينارو گفتم كه فقط صداقتم رو بدوني

من نمي خوام كه مثل تو هرزي باشم توي دمم

من عاشق عشق مي مونم من عاشق عشق مي مونم

تو ديگه مردي واسه من

 

رضا صادقی

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1:43 PM  توسط محمد  | 

××يقين دارم عاشقم


هر كي اومد پيش من يه ذره  جاتو  نگرفت
هيچ  ادايي  جاي  اون  ناز  و  اداتو  نگرفت
پيش هر نقاشي رفتم تور و  نقاشي  كنه
روي  هر  بومي زديم  رنگ  چشاتو  نگرفت

نگاهي كرد و من را دربه در كرد
يقين كردم عاشقم بعدش سفر كرد
شكستي  خورد و  امد  تا  بماند
ولي من  رفته  بودم  او  ضرر  كرد

آری هنوزم او را دوست دارم

خودم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 0:27 AM  توسط محمد  | 

دردي سوزناك

 

 ای  دشتها  اي ابرها  اي آبها  اي بادها

اي سكوت  اي خاموشي  اي خنجر فريادها

بيت  بيت  اين غزل ها حرف حرف دفترم

شرح  دردي  سوزناكست  از دل فرهادها

در حسرت چشم تو دل ماه شكست

چشمان هزار غنچه در راه شكست

تو رفتي و بعد تو دلم مثل بلوار

افتاد ز برج شوق و نگاه شكست

خودم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 2:39 PM  توسط محمد  | 

حرف دل من به ...

گر  در  كنار  او  بنشينم  چه  مي شود

از  دست  او  ستاره بچينم  چه مي شود

گفتم  چه  وقت جان  دهم پيش چشم  تو ؟

او  ناز  كرد و  گفت  ببينم  چه  مي شود

 

 

 

 

نه  ميخوام  بينه  منو  بينه  دلش  جنگ  بشه

نه ميخوام عشقي كه  اون  نداره كم رنگ بشه

من فقط يه چيزي از خدا مي خوام دلم مي خواد

واسه  يه  بارم  كه  شده دلش  برام  تنگ  شه

خودم

+ نوشته شده در  جمعه 6 مرداد1385ساعت 8:27 PM  توسط محمد  | 

قصه ی عشق

كنار انتظارت تا سحرگاه

شبي همپاي پيچك ها نشستم

تواز راه امدي و با ناز آن وقت

تمناي مرا ديدي و رفتي

شبي از عشق تو با پونه گفتم

دل او هم براي قصه ام سوخت

غم انگيزست توشيداييم را

به چشم خويش فهميدي و رفتي

 

تو را به جان گل سوگند دادم

فقط يك شب نيازم را ببين

ولي در اين پاسخ خواهش من

تو مثل غنچه خنديدي و رفتي

 

خودم

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 7:2 PM  توسط محمد  | 

عاشق مهربانم ...!

عاشق مهربانم ...!


  اگر فكر مي كني که رفتنت باعث شکستنم مي شود

اگر فکر مي کني که از پس رفتنت اشک مي ريزم

اگر فکر مي کني که با نبودنت لحظه هايم خالي  مي شوند

اگر فکر مي کني که هر لحظه دلم براي بوسه هايت تنگ مي شود

اگر فکر مي کني که بي تو مي ميرم

بسيار درست فکر کرده اي!

خب تو که مي داني نبودنت را تاب نمي اورم

 ...پس بمان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 2:21 PM  توسط محمد  | 

چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم

چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم

 چگونه بگویم دوستت دارم تا باور کنی همیشه در قلب منی

من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم

اولی خداست و دومی تویی

 بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره

با این وجود از ته دل میگویم

 دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 17 تیر1385ساعت 12:53 PM  توسط محمد  | 

عشق چیست؟

به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت  از من زیباتر است.

به گل گفتم عشق چیست ؟گفت: از من خوشگل تر است.

به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت: از من سوزان تر است

 به عشق گفتم آخر تو چیستی؟ گفت: نگاهی بیش نیستم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 4:42 PM  توسط محمد  | 

هديه

خواستم هديه اي برات بفرستم

گل گفت : مرا بفرست تا با عطر خود او را شاد كنم

گفتم : او خودش شاد است

خار گفت : مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم

گفتم : او انقدر مهربان است كه دشمن ندارد

بلبل گفت :مرا بفرست تا با اواز او را شاد سازم

گفتم : او خوش صداست

ناگهان صداي قلبم به گوش رسيد صداي تاپ تاپ

قلبم بود كه مي گفت : مرا بفرست تا

دوستش بدارم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 4:33 PM  توسط محمد  | 

زايرمحراب

منم آن زايرمحراب چشمت

كه مي بوسم ضريح قاب چشمت

به گرداب نگاهت غرق گشتم

به دادم رس ندارم تاب چشمت

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 3:15 PM  توسط محمد  | 

عروس آفتاب

 

حر يرسبزخواب قلب من بود

سروروشوروتاب قلب من بود

اگرچه خاطرش باياد ما نيست

عروس آفتاب قلب من بود

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 0:9 AM  توسط محمد  | 

گناه ما

گناه ما دل بي كينه ي ماست

محبت سكه ي نقدينه ماست

زداغستان عالم قسمت ما

همين سوز درون سينه ماست

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 خرداد1385ساعت 11:34 PM  توسط محمد  | 

عشق

عشق فراموش كردني نيست بلكه بخشيدن است

 عشق گوش كردني نيست بلكه درك كردن است

عشق ديدني نيست بلكه بلكه احساس كردن است

 عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر

 داشتن و ادامه دادن است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 2:33 PM  توسط محمد  | 

تقديم به تو

تقديم به تو كه:

يادت در ذهنم وعشقت در قلبم و عطر

 مهربانيت در تمام

 وجودم است عزيزم محبت را در پاكي

 نگاهت وصداقت را

 در وجود مهربانت معني كردم

تقدیم به کسی که همچی را send2allمی داند. 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 3:34 PM  توسط محمد  | 

به که گویم او را می خواهم

به كه گويم تو را مي خواهم به كلاغان

 سياه كه پيام آور

 غم هاي منند يا به درياي زمان كه خاطرات

 من و تو در

 ان غوطه ورند به كه گويم تو را مي خواهم

 تو كه باور

 نمي كني درون عشق  مرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 3:15 PM  توسط محمد  |