تبليغاتX
تنهای عاشق

تنهای عاشق

تو که از دنیا گذشتی واسه یه خنده من**چرا من نگذرم از یه پوست خون به اسم تن

000.مي دونم بي دل شدي

 

يادته تو اون روزاي كودكي نامه مي داديم به هم يواشكي

يادته خونه مي ساختيم روي آب بايه كاغذ و يه سقف كودكي

هميشه مي خنديديم از ته دل يادته گريه مي كرديم الكي

تو مي گفتي مثل باغ غزلي من مي گفتم تو مثل باغ ميخكي

هيچكي نمي تونس مارو جدا كنه مارو از هم حالا با هر كلكي

آره بچه بوديم و مست خيال

اما عشقمون نبود دوروغكي

حالا هم ما ديگه ما بزرگ شديم

مي دونم بي دل شدي راست راسكي

تو ميگه خشكيده باغ غزلت ولي تو ولي تو هنوزم هنوزم يه باغ ميخكي

رضا صادقی

+ نوشته شده در  جمعه 24 شهریور1385ساعت 6:41 PM  توسط محمد  | 

000من عاشق عشق مي مونم

هر كاري كردم كه تورو گم كنم از خاطره هام

به دره بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هام

خاطره هاي بودنت چه جور فراموشش كنم

دلي كه تو اتيش زدي چه جوري خاموشش كنم

جاي نگاتو پر نكرد هيچكسي با هر چي كه بود

انگاري تو خون مني تو پوست و گوشت و تارو پود

دوروغ نمي گم بعد تو خيلي ها رفتن اومدن

اما توي نگاه من هيچ كدومش تو نشدن

فكر نكني ازت ميخوام بيايو با من بموني

اينارو گفتم كه فقط صداقتم رو بدوني

من نمي خوام كه مثل تو هرزي باشم توي دمم

من عاشق عشق مي مونم من عاشق عشق مي مونم

تو ديگه مردي واسه من

 

رضا صادقی

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1:43 PM  توسط محمد  | 

××يقين دارم عاشقم


هر كي اومد پيش من يه ذره  جاتو  نگرفت
هيچ  ادايي  جاي  اون  ناز  و  اداتو  نگرفت
پيش هر نقاشي رفتم تور و  نقاشي  كنه
روي  هر  بومي زديم  رنگ  چشاتو  نگرفت

نگاهي كرد و من را دربه در كرد
يقين كردم عاشقم بعدش سفر كرد
شكستي  خورد و  امد  تا  بماند
ولي من  رفته  بودم  او  ضرر  كرد

آری هنوزم او را دوست دارم

خودم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 0:27 AM  توسط محمد  |