تو که از دنیا گذشتی واسه یه خنده من**چرا من نگذرم از یه پوست خون به اسم تن


گر در كنار او بنشينم چه مي شود
از دست او ستاره بچينم چه مي شود
گفتم چه وقت جان دهم پيش چشم تو ؟
او ناز كرد و گفت ببينم چه مي شود

نه ميخوام بينه منو بينه دلش جنگ بشه
نه ميخوام عشقي كه اون نداره كم رنگ بشه
من فقط يه چيزي از خدا مي خوام دلم مي خواد
واسه يه بارم كه شده دلش برام تنگ شه


خودم