زايرمحراب
منم آن زايرمحراب چشمت
كه مي بوسم ضريح قاب چشمت
به گرداب نگاهت غرق گشتم
به دادم رس ندارم تاب چشمت


تو که از دنیا گذشتی واسه یه خنده من**چرا من نگذرم از یه پوست خون به اسم تن
منم آن زايرمحراب چشمت
كه مي بوسم ضريح قاب چشمت
به گرداب نگاهت غرق گشتم
به دادم رس ندارم تاب چشمت


حر يرسبزخواب قلب من بود
سروروشوروتاب قلب من بود
اگرچه خاطرش باياد ما نيست
عروس آفتاب قلب من بود


گناه ما دل بي كينه ي ماست
محبت سكه ي نقدينه ماست
زداغستان عالم قسمت ما
همين سوز درون سينه ماست

عشق فراموش كردني نيست بلكه بخشيدن است
عشق گوش كردني نيست بلكه درك كردن است
عشق ديدني نيست بلكه بلكه احساس كردن است
عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر
داشتن و ادامه دادن است

تقديم به تو كه:
يادت در ذهنم وعشقت در قلبم و عطر
مهربانيت در تمام
وجودم است عزيزم محبت را در پاكي
نگاهت وصداقت را
در وجود مهربانت معني كردم

تقدیم به کسی که همچی را send2allمی داند.
به كه گويم تو را مي خواهم به كلاغان
سياه كه پيام آور
غم هاي منند يا به درياي زمان كه خاطرات
من و تو در
ان غوطه ورند به كه گويم تو را مي خواهم
تو كه باور
نمي كني درون عشق مرا

روزگاری دل ما درد نداشت،هیچ کس
غصه ی هین را
که چه می کرد نداشت،چشمه ی
سادگی از لطف
زمین میجوشید،خودمانیم زمین این
همه نامرد نداشت

اگر من مردم مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همگان
بدانند سياهي روزگار را چشيده ام چشمانم راباز گذاريد
تا همگان بدانند چش به راه او هستم تكه يخي بر روي
قلبم بگذاريد كه با اولين اشعه خورشيد اب شود وبجاي
محبوبم بر سر مزارم گريه كند![]()
![]()

ديشب تو را در خواب ديدم
امشب زودتر ميخوابم تا تو را بيشتر ببينم
من هم ميميرم تا تو را هميشه ببينم