please wait
|
|
|
تنهای عاشق تو که از دنیا گذشتی واسه یه خنده من**چرا من نگذرم از یه پوست خون به اسم تن |
|
|
مثل ایینه شکستم تو ندیدی صدای شکستنم رو نشنیدی یادته بهت میگفتم نمی مونی دیدی آخرش به حرف من رسیدی پیچکای باغچمون خشک شدو پژمرد خاطراتت مارو توی قصه ها برد دلی که حتی به حرفای تو خوش بود دیدی آخرش چه جور تو دستای تو مرد نوشته شده در سه شنبه 15 آبان1386 ساعت
8:54 PM توسط محمد زوركي نخند عزيزم ميدونم اومدي بازي نميخوام اين آخرين بازي زندگيم ببازي خودتو راحت كن و فكر كن كه جبران گذشته ست از منم ميگذره اما به دلت چاله نسازي اومدي بشكني بشكن از من ساده چي موند قبل تو هر كي بوده تموم تار و پود سوزونده تو هم از يكي ديگه سوختي ميخواي تلافي باشه بيا اين تو و دل و باقي احساسي كه مونده دل ما اونقده پارست موندنش مرگ دوباره ست آسمون سينه ما خيلي وقته بي ستاره ست هميني كه باقي مونده واسه دلخوشي تو بشكن تيكه تيكه هامو بردن آخرينش هم تو بكن نميخوام بگذره عمري خسته شي واسه فريبم جلوتو نميگيره هيچ كس آخه من اينجا غريبم بزن و برو عزيزم مثل هر كس كه زد و برد طفلي اين دل كه هميشه تو گناه ديگرون مرد نوشته شده در جمعه 6 مهر1386 ساعت
11:10 AM توسط محمد تو ای آخرین سایه از رنگ عشق طبیعی به جا مانده ز آهنگ عشق تو ای بهترین لحظه در فصل نور شکستی دلم را به نیرنگ عشق تو تصویر کردی دلم را به درد همان درد جا مانده از جنگ عشق تو ای خواهش خفته در سینه ام نگر دیگر از این شباهنگ عشق بگو از غم مانده در تاب دل بگو با من از سینه ی تنگ عشق بخوان با من از حس تبدار اشک بگو با من از رنگ بی رنگ عشــــــق نظر یادتون نره.... نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386 ساعت
10:35 AM توسط محمد کجای غصه ای خاتون تو نیستی خونمون سرده تو این روزایه تنهایی دلم با غصه سر کرده نذار دستای این پاییز منو از ریشه برداره
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386 ساعت
8:21 PM توسط محمد دورم از تو . اما با تو . لحظه ها را زنده هستند كمر گيتار عشقم زير بار غم شكسته شکسته نوشته شده در شنبه 6 مرداد1386 ساعت
6:43 PM توسط محمد |